راند دوم 486 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
صدای فریاد مهران برای اولین بار خانه را می لرزاند. فریادش برای کودکی که گویا فرشته باردار بود همه را در بهت فرو برده بود. جایگاه افتخاری و مهران این بار عوض شده بود. کسی که سکوت کرده بود و در آرامش حرف می زد افتخاری بود. اما مهران چنان نعره می کشید ک
راند دوم 487 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
نگاهی به دو طرف انداخت. نگاهش به در اتاق کودکان بود. صدای گریه روی اعصابش راه می رفت اما چشم از در اتاق بر نمی داشت. به محض بیرون آمدن پرستار خود را در نیمه ی تاریک دیوار پنهان کرد. پرستار با قدم های آرامی به سمت استیشن پرستاری راه افتاد. نگاهی به سم
راند دوم 488 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
با ورودشان، بهار خود را به جلوی در رساند و فرانک را در آغوش کشید. با لبخند کمرنگی این هم آغوشی را تماشا می کرد. بهار سری بلند کرد و با دیدنش گفت: بیا مادر... متعجب نگاهش را به بهار دوخت و بهار خندید. قدمی پیش گذاشت و در حالی که دست دور گردنش می انداخ
راند دوم 489 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
آنقدر نه را تکرار کرد تا صدایش پایین آمد. صدای بوق ممتد ماشین هایی که از کنارش می گذشتند به خود آوردش... شماره گرفت و در همان حال ماشین را به حرکت در آورد. با پیچیدن صدای خواب آلود عماد هکر در گوشی گفت: سریع خط عماد و ردیابی کن ببین کجاست. صدای خواب
راند دوم 490 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
سر و صدایی که از طبقه ی بالا به گوش می رسید، هم نمی توانست باعث شود چشم از صورت سفید شده ی شهاب بگیرد. کسی از پله ها پایین آمد و گفت: همه ی نگهبانا مردن. لحظه ای کوتاه نگاهش به سمت زهره کشیده شد. زهره ی غرق در خون... همه جای زندگی اش خون بود. همیشه خ
راند دوم 491 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
قلبی دیگر در سینه نداشت تا ضربانی برای نواختن داشته باشد. پلک زد... شهابی را بخاطر آورد که اولین بار روی ویلچر در خانه ی شاهین در مقابلش حضور داشت. شهاب... شهابی که برادر بود حتی در تمام این سالها لبخندی نثارش نکرده بود. حتی خیره در صورتش نگاه نکرده
راند دوم 493 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
چشم بست و ندید، تیری که به سوی او نشانه رفته بود هنوز در جای خود باقی است. ندید دستی که به سویش نشانه رفته بود غرق در خون است. ندید، مردی خشمگین، به جان تک تک مردان افتاده است و سعی دارد تمام آن ها را از پا در بیاورد. ندید، پویشِ خون ندیده، خوانخواهی
راند دوم 494 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
سه سال بعد: آسمان رُم نم نم می بارید. چشم نبسته بود اما گویا در ورای ویوی زیبای رم، خانه ای چوبی را در میان جنگل می دید. خانه ای که پس از سالها تنها یک شب آرامش را مهمان زندگی اش کرده بود. خانه ای که در آن نه به دنبال آینده می گشت و نه گذشته. گویا آن
راند دوم 495 - تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
با صدای باز شدن در و صدای هیجان زده ای که از پشت اف اف به گوش می رسید، نفس عمیقی کشید. سعی کرد آرام باشد. بهزاد و زهره خیلی زود خود را به جلوی در رساندند. بهزاد در آغوشش کشید و در حال فشردن شانه اش گفت: خوش اومدی. چه بی خبر... به سختی لبهایش را کشید
من و دلدارم...(2) - تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 1:15
مردی میشناسم...88 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
آهنگی که مستانه خوند! دانلود
مردی میشناسم...89 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
مردی میشناسم...90 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
مردی میشناسم...91 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
مردی میشناسم...92 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
شما فرستادین!
مردی میشناسم...93 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
شما فرستادین! دانلود... خواب.... میثم ابراهیمی از زبان طاهر برای رمان مردی می شناسم خواب تو رو زیاد میبینممن دیگه خسته شدمعلاقه من به تو کم نشدپیشم نیستی تورو مال خودم میدونم
مردی میشناسم...94 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
شما فرستادین! دانلود....
مردی میشناسم...95 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
مردی میشناسم...96 - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
شما فرستادین! دانلود.... عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده.... یکی برات دوباره تب کرده،باور کن....
مردی میشناسم...97(پست پایانی) - تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 6:45
دوستان: فایل های رمان به زودی هم در کانال و هم در وبلاگ قرار خواهد گرفت. لطفا از ساخت هرگونه فایل خودداری کنید. در صورت مشاهده پیگرد قانونی دارد. کپی برداری از داستان هر جایی بدون اجازه ی نویسنده و بدون ذکر منبع ممنوع می باشد. حرف آخر: ممنون از تمام عزیزانی که پا به پام از اول داستان همراه بودن.ممنو...

برچسب‌های مرتبط

دانلود رمان های منا معیری | دانلود رمان های منیر مهریزی مقدم | دانلود رمان چشم های من | دانلود رمان عاشقانه های من و استادم | دانلود رمان کرکس های منتظر | دانلود رمان دلنوشته های من | دانلود رمان های عاطفه منجزی | دانلود رمان دیوونگی های | دانلود رمان چشمهای من pdf | دانلود رمان چشم های من برای کامپیوتر